<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>آینده پژوهی انقلاب اسلامی</title>
    <link>https://fsir.ihu.ac.ir/</link>
    <description>آینده پژوهی انقلاب اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 21 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>آینده نگاری اقدامات نیروهای مسلح در راستای فقر زدایی در ایران</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210522.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف آینده‌نگاری و تحلیل اقدامات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در حوزه فقرزدایی انجام شد. در گام نخست، با مرور جامع اسناد، منابع علمی و تجربه‌های بین‌المللی، حدود ۱۰۰ اقدام بالقوه و عامل اثرگذار شناسایی گردید. در مرحله بعد، بر اساس نظرات خبرگان و ارزیابی‌های تخصصی، ۲۰ عامل کلیدی به‌عنوان پیشران‌های اصلی انتخاب شد و روابط متقابل آن‌ها با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل در نرم‌افزار میک‌مک مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد عواملی مانند &amp;amp;laquo;بهبود زیرساخت‌ها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ایجاد و تقویت بازارهای محلی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مشارکت در بازسازی پس از بحران&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;توانمندسازی اقتصادی زنان&amp;amp;raquo; بیشترین نقش را در شبکه عوامل ایفا می‌کنند و می‌توانند به‌عنوان ستون‌های راهبردی در برنامه‌ریزی توسعه‌ای مناطق محروم به‌کار گرفته شوند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود برنامه‌های فقرزدایی نیروهای مسلح با تمرکز بر ارتقای زیرساخت‌ها، حمایت از بازارهای محلی و گسترش مشارکت اجتماعی زنان و جوانان، در قالب سناریوهای منطقه‌محور طراحی و با سیاست‌های ملی توسعه و عدالت اجتماعی هم‌راستا گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رشد و تعالی انسان در منظومه معرفتی اسلام: مدل مفهومی آینده‌نگر در افق تمدن نوین اسلامی</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210808.html</link>
      <description>رشد و تعالی انسان یکی از بنیادی‌ترین دغدغه‌های منظومه معرفتی اسلام است که در آیات قرآن و روایات اهل‌بیت (ع) با مفاهیمی همچون تزکیه، قرب الهی، عقلانیت، عبودیت و عدالت مورد تأکید قرار گرفته است. بااین‌حال، در مواجهه با چالش‌های نوین تمدنی و گفتمان‌های رقیب مانند سکولاریسم فناورانه و ترانس اومانیسم، بازخوانی این آموزه‌ها از منظر آینده‌پژوهی ضرورت می‌یابد. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی، کاربردی و با بهره‌گیری از تحلیل مفهومی–تفسیری متون اسلامی و تکنیک تحلیل مضمون، در پی تبیین مدلی مفهومی برای رشد و تعالی انسان در افق تمدن نوین اسلامی است. در این پژوهش، ابتدا بیش از ۱۲۰ مفهوم دینی مرتبط با رشد انسان استخراج شد که پس از پالایش، به ۲۵ مفهوم کلیدی تقلیل یافت. این مفاهیم در قالب ۱۲ مضمون اصلی دسته‌بندی و سپس از منظر آینده‌پژوهانه تحلیل شدند. در ادامه، بر مبنای روابط علّی–تحولی میان مضامین، مدلی چهارسطحی برای رشد و تعالی انسان ارائه شد که شامل: مراحل رشد (از بیداری فطری تا انتظار تمدنی)، پیشران‌ها (همچون انگیزش توحیدی، سبک زندگی نبوی)، الزامات تحقق (مانند نظام حکمرانی عادلانه، نهادهای تمدنی) و اهداف نهایی (ازجمله جامعه توحیدی، حیات طیبه، زمینه‌سازی ظهور) است. مدل پیشنهادی، فرایند رشد انسان را حرکتی تمدنی و پویا از درون تا بیرون و از فرد تا جامعه تحلیل کرده و الگویی جامع برای طراحی سیاست‌های فرهنگی، تربیتی و حکمرانی در افق تمدن نوین اسلامی ارائه می‌دهد. این پژوهش با تلفیق آموزه‌های دینی و رویکرد آینده‌پژوهانه، گامی نو در نظریه‌پردازی اسلامی در حوزه انسان‌شناسی تمدنی محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده مناسبات بازار و سیاست در ایران پساانقلاب</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210682.html</link>
      <description>در بررسی تحولات مهم تاریخ معاصر ایران نمی‌توان بازار را بیرون از این گود دید. نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، قیام 15 خرداد 1342 و نهایتا پیروزی انقلاب اسلامی زنجیره‌ای از تحولاتی هستند که نقش‌آفرینی بازار در آنها مورد اجماع محققان است. با روی کار آمدن دولت پهلوی، موقعیت سیاسی بازار و نقش آن در عرصه مدنی با محدودیتهای زیادی مواجه شد و بازار در کنار دیگر نیروهای اجتماعی به صف مخالفان حکومت پهلوی پیوست و در پیروزی انقلاب اسلامی نقش‌آفرینی کرد. با این وصف پرسش پیش روی مقاله این است که آیا همچنان موقعیت بازار در عرصه عمومی حفظ شده و بازار همچنان کنشگر عرصه مدنی باقی خواهد ماند، یا شاهد تغییر در وضعیت نقش‌آفرینی بازار خواهیم بود؟ پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش اسنادی در گرداوری داده‌ها و استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی معتقد است سناریوی محتمل انزوای بازار و کنار رفتن تدریجی آن از عرصه جامعه مدنی و به تبع آن از دست دادن کارکردها و کارویژه‌های بازار در عرصه عمومی است، اتفاقی که به معنای حذف یکی از مهترین عناصر جامعه مدنی و کنشگران عرصه عمومی خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل آینده‌نگر سیاست‌گذاری تعلیم و تربیت در ایران با رویکرد ققنوسی (بازآفرینی تمدنی)</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210730.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف طراحی ارائه مدل آینده‌نگر سیاست‌گذاری تعلیم و تربیت در ایران با رویکرد ققنوسی (بازآفرینی تمدنی) در افق 1414 انجام شد. رویکرد تحقیق، آینده‌پژوهی کیفی-ترکیبی بوده و در ابتدا از روش مثلث آینده‌ها برای شناسایی گذشته‌های مقاوم، نشانه‌های حال و آینده‌های ممکن استفاده شد. سپس با بهره‌گیری از تحلیل لایه‌های علّی، ابعاد گفتمانی، ساختاری، علّی و اسطوره‌ای نظام تعلیم و تربیت واکاوی شد. جهت  شناسایی پیشران‌های کلیدی از تحلیل ساختاری به کمک نرم‌افزار میک مک و برای تحلیل بازیگران مؤثر و تأثیرگذار از روش مکتور استفاده شد. جامعه آماری، خبرگان تعلیم و تربیت، آینده‌پژوهی و سیاست‌گذاری آموزشی به تعداد15 نفر با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته‌ها نشان دادند که مهم‌ترین پیشران‌ها شامل شکاف‌های عدالت آموزشی، تحولات فرهنگی نسلی، کنکورمحوری و تغییرات فناورانه‌اند. همچنین بازیگرانی چون وزارت آموزش‌وپرورش، شورای عالی انقلاب فرهنگی و رسانه‌ها بیشترین قدرت تأثیر و تأثر را دارند. مدل نهایی، بر مبنای استعاره ققنوس، ساختاری بازآفرینانه برای تحول هویتی، نهادی و تمدنی در سیاست‌گذاری آموزشی کشور را ترسیم می کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش راهبردی اقتصاد خلاق در جبران نوسان درآمد نفتی ایران در افق 1414: راهکارهای سیاستی از تجارب جهانی</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210577.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، بررسی نقش اقتصاد خلاق در جبران نوسانات درآمد نفت‌محور ایران و ارائه راهکارهای سیاستی برای تنوع‌بخشی اقتصادی تا افق 1414 است. این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش قیاسی، از داده‌های ثانویه اسنادی و کتابخانه‌ای استفاده کرده است. جامعه آماری شامل داده‌های اقتصاد خلاق ایران و تجارب کشورهای پیشرو و در حال رشد (کره جنوبی، بریتانیا، استرالیا، ژاپن، امارات و آمریکا) بوده و نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل تحلیل گزارش‌های معتبر (یونسکو، آنکتاد، بانک جهانی و گزارش‌های رسمی ملی) و اسناد داخلی بود. روایی داده‌ها با استناد به منابع معتبر و پایایی از طریق مقایسه با مطالعات مشابه تأیید شد. تحلیل داده‌ها با روش‌های کمی و کیفی انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که در سال 1402، که بهترین سال برای اقتصاد خلاق تا کنون است، سهم اقتصاد خلاق ایران ازGDP حدود ۲.۸۳٪ بوده است. با توجه به اینکه اقتصاد گردشگری در سال‌های بعد دچار کاهش شده است، این رقم به حدود 2 درصد می‌رسد. بررسی تجارب کشورهای منتخب نیز نشان داد که با سرمایه‌گذاری راهبردی در حوزه‌های فرهنگی، دیجیتال و صنایع خلاق و با سیاست‌گذاری مناسب، می‌توان به جایگزینی پایدار برای جبران نوسان درآمدهای نفتی (حدود 2% از GDP در سال 1402) دست یافت. با توجه به تجارب کشورهای منتخب، سهم اقتصاد خلاق از GDP می‌تواند تا سال 1414 به 5% افزایش یابد و جایگزین مناسبی برای این کسری درآمد باشد. راهکارهای پیشنهادی بر اساس تجارب جهانی، شامل ایجاد مناطق آزاد خلاق، حمایت از استارتاپ‌ها، تقویت گردشگری فرهنگی، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال و صادرات محصولات خلاقانه، شبکه‌سازی و اصلاح قوانین مالکیت فکری، و توسعه برنامه‌های آموزشی تخصصی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده پژوهی کارآفرینی اجتماعی در ایران با استفاده از تکنیک تحلیل لایه‌ای علی</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210803.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف آینده‌پژوهی کارآفرینی اجتماعی در ایران با توجه به اهمیت کارآفرینی اجتماعی و چالش‌های پیش‌روی آن برای نهادهای سیاستگذاری کلان کشور انجام شده است. کارآفرینی اجتماعی با بکارگیری رفتارنوآورانه، فعالانه و مخاطره‌آمیز درصدد خلق ارزش اجتماعی است و از اصول کارآفرینی برای سازماندهی، ایجاد و مدیریت یک سرمایه‌گذاری برای ایجاد تغییرات اجتماعی (یک سرمایه‌گذاری اجتماعی) استفاده می‌کند.
روش: برای انجام این تحقیق از مصاحبه عمیق با 13 نفر از خبرگان عرصه کارآفرینی اجتماعی( فارغ التحصیلان و دانشجویان رشته‌های علوم اجتماعی، کارآفرینی، مدیریت و اقتصاد) با داشتن تجربه زیسته از کارآفرینی اجتماعی استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها در فاز اول از تحلیل تم، در فاز دوم از رویکرد تحلیل لایه‌ای-علی استفاده شد. از روش اشباع تم به عنوان استانداری برای پایان نمونه‌گیری استفاده شد.
یافته‌ها: از تحلیل مصاحبه با خبرگان، تم‌های اصلی و فرعی استخراج شد و از تحلیل لایه‌ای –علی در سطح لیتانی، مارت مارتی، نظم دسترسی محدود، سیاهچاله و جاگورات؛ در سطح علل اجتماعی،  واره، حکمرانی خوب، پارادوکس چرخ ارسطو، کاتاناکسی؛ در سطح گفتمان، نئولیبرالییسم هار، جامعه مخاطره‌آمیز، توانمندسازی جامعه، کلکتیویسم رهایی‌بخش و در سطح استعاره و اسطوره، کوچک زیباست، اکوان دیو، اوزار حیش و هوهو گایل و جغد مینروا به دست آمد.
نتیجه‌گیری:
ارائه راهکارهایی شامل فرهنگ‌سازی، بازتعریف مداخله‌گری در امر حمایت از کارآفرینی اجتماعی، ایجاد بسترهای اقتصادی، حقوقی و سیاسی مناسب برای توسعه فضای کسب و کارهای اجتماعی از مهمترین تجویزهای راهبردی برای دستگاه کلان سیاستگذاری کشور بود</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم، مولفه‌ها، چارچوب و مدل مفهومی سواد آینده‌ها (مرور نظامند)</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210251.html</link>
      <description>این مطالعه درصدد توصیف مفهوم سواد آینده‌ها شناسایی عوامل و مولفه‌‌های این سواد و ارایه چارچوب و مدل سواد آینده‌ها است. برای نیل به این هدف روش مرور نظامند (چارچوب پریزما) انتخاب شده و با بررسی بیش از ۱۷۲ مقاله و پالایش آنها و با بهره‌گیری از تحلیل مضامین، عبارات مهم از۸۴ مقاله استخراج شد. در ادامه با بررسی‌های چند باره مضامین به دست آمده چهار عامل خیال، فراگیری، اندیشه و کاربست شناسایی شد و در ذیل آنها مولفه‌های سواد آینده‌ها به همراه نشانگرها از ادبیات موضوعه استخراج شد. سپس چارچوب سواد آینده‌ها و پس از آن با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری تفسیری و وزدهی همزمان مدل سواد آینده‌ها ارایه شد. که دارای سه سطح می‌باشد. در سطح اول مولفه‌های ارتباطات، رویاپردازی و روش‌های آینده پژوهی تاثیر‌گذارترین‌ مولفه‌ها هستند و در سطح دوم مولفه‌های یادگیری، عاملیت انسانی و خودکارآمدی و سطح سوم را مولفه‌های تفکر نقاد، آگاهی، برآورد و عدم قطعیت تشکیل می‌دهند. سپس اهمیت مولفه‌ها نیز با فرایند وزن‌دهی به دست آمد. مدل به دست آمده و وزن‌های مولفه‌ها می‌تواند زیرساختی برای انجام پژوهش بیشتر در حوزه آموزش و ترویج سواد آینده‌ها باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی آینده‌ساز وحدت امت-ملت: تحلیل روایتگری هیأت‌ها در دفاع مقدس ۱۲ روزه و سناریوسازی برای بحران‌های آینده</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210806.html</link>
      <description>این پژوهش نقش هیأت‌های مذهبی در تقویت وحدت امت-ملت طی دفاع مقدس ۱۲ روزه (۱۴۰۴) و ارائه چارچوبی راهبردی برای مدیریت بحران‌های آینده تا افق ۱۴۲۰ را بررسی می‌کند. با بهره‌گیری از روش ترکیبی نظریه داده بنیاد و آینده‌پژوهی، الگوی یکپارچگی هیأت محور از تحلیل ۳۷ مصاحبه عمیق و مشاهدات میدانی استخراج شد. این الگو شامل شش مؤلفه (شرایط علّی، پدیده محوری، زمینه‌ها، شرایط مداخله‌گر، راهبردها، پیامدها) است که نشان می‌دهد هیأت‌ها با تکیه‌بر «غیرت عاشورایی» و تلفیق هویت اسلامی-ایرانی، ۸۹% نیازهای بحرانی محلات را تأمین کردند و به سازمان‌های تاب آور ملی ارتقا یافتند. تحلیل آینده‌پژوهانه با شناسایی پیشران‌های کلیدی (دیجیتال‌سازی، شبکه‌های مردمی، انسجام گفتمانی) و عدم قطعیت‌ها (جنگ ترکیبی، تاب‌آوری اقتصادی، نفوذ فرهنگی)، چهار سناریو طراحی کرد که سناریوی «موج‌شکن» با تطابق ۹۲% با تهدیدات ترکیبی و توجیه اقتصادی، اولویت یافت. پانل دلفی (κ=۰.۸۶) تأیید کرد که انسجام گفتمانی هیأت‌ها مؤثرترین عامل در خنثی‌سازی شایعات دشمن است. پژوهش پیشنهادهایی اجرایی ازجمله توسعه زیرساخت دیجیتال هیأت‌ها، نهادینه‌سازی مدل و تبدیل حسینیه‌ها به «پایگاه‌های هوشمند مقاومت» ارائه داد. این مطالعه با ثبت تحول هیأت‌ها از نهادهای سنتی به معماران میدان، چارچوبی عملیاتی برای تقویت تاب‌آوری ملی در برابر تهدیدات ترکیبی تا افق ۱۴۲۰ فراهم کرد و ظرفیت تعمیم آن به جهان اسلام را نشان داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی بحران ایران و آمریکا را با رویکرد سناریونویسی و بر پایه تحلیل ساختاری اثرات متقابل</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210680.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، آینده‌پژوهی بحران سیاسی ایران و آمریکا با رویکرد سناریونویسی و تحلیل ساختاری اثرات متقابل است. روش تحقیق آن، سناریونویسی مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی می‌باشد. داده‌ها از طریق بررسی اسناد، مدارک، مقالات علمی، کتاب‌ها و وب‌سایت‌های معتبر گردآوری شده است و جامعه آماری، متشکل از منابع مکتوب و دیجیتال مرتبط با موضوع بود که به صورت هدفمند نمونه‌گیری و تحلیل شدند. روایی و پایایی از طریق رجوع به منابع معتبر و بازبینی متخصصان تأمین گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو مرحله تحلیل ساختاری (شناسایی متغیرهای کلیدی) و سناریونویسی انجام شده است. یافته‌های تحلیل ساختاری، دو محرک کلیدی عدم قطعیت را شناسایی کرد: سطح تعامل‌گرایی/تقابل‌گرایی آمریکا و سطح انعطاف‌پذیری/صلابت راهبردی ایران. با ترکیب این دو محور، چهار سناریوی اصلی تدوین شد: بازگشت شکننده، تعادل تیره و تار، محاصره و رکود، و رانش به سمت درگیری. یافته‌ها نشان داد که بحران کنونی در حالت &amp;amp;laquo;تعادل تیره و تار&amp;amp;raquo; (سناریوی2) تثبیت شده که بیانگر تداوم بن‌بست راهبردی و فشار حداکثری در مقابل مقاومت فعال، با خطر دائمی تشدید است. نتیجه‌گیری کلی حاکی از آن است که خروج از این بن‌بست، مستلزم پذیرش واقعیت &amp;amp;laquo;همزیستی اجباری&amp;amp;raquo; و یافتن فرمولی جدید برای مدیریت تعارض توسط طرفین است، چرا که هیچ یک توانایی حذف دیگری را ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلی بر تأثیر هوش مصنوعی بر راهبردهای نظامی و امنیتی در منازعات نوین (با نگاهی به جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی)</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210810.html</link>
      <description>هوش مصنوعی در سال‌های اخیر به عاملی تاثیرگذار و تحول‌آفرین در عرصه‌های گوناگون زندگی بشر، بویژه در حوزۀ امور دفاعی و امنیتی، بدل شده است. این پژوهش با هدف واکاوی تحولات احتمالی جنگ و امنیت در عصر حاضر، در پی بررسی این پرسش است که «فناوری‌های نوظهور، مانند هوش مصنوعی، چگونه ماهیت جنگ و راهبردهای نظامی و امنیتی را دگرگون می‌سازند؟» فرضیه تحقیق بیان می‌کند «هوش مصنوعی با تحلیل داده‌های کلان، تصمیم‌گیری سریع و خودکارسازی سیستم‌های جنگی، اجرای عملیات‌های نظامی با کمترین نیروی انسانی و بیشترین کارایی را افزایش می‌دهد؛ در عین حال، تهدیداتی همچون خطاهای الگوریتمی و تشدید رقابت‌های تسلیحاتی را بدنبال دارد.» پژوهش به روش کیفی و با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. داده‌ها به‌صورت کتابخانه‌ای و با استفاده از کتب، مجلات و گزارشهای تخصصی گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد هوش مصنوعی در حال بازتعریف اصول و قواعد جنگ است، زیرا توانایی ایجاد تهدیدهای غیرقابل پیش‌بینی و بر هم زدن توازن قدرت را دارد. در افق آینده، «جنگ الگوریتمی» به پارادایم غالب در راهبردهای نظامی تبدیل خواهد شد، به‌گونه‌ای که پیروزی نظامی نه لزوماً متعلق به دارندگان بزرگ‌ترین نیروهای مسلح، بلکه در اختیار بازیگرانی خواهد بود که پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاعی و تهاجمی مبتنی بر هوش مصنوعی را در اختیار دارند. در این چارچوب، درگیری دوازده ‌روزه ایران با رژیم صهیونیستی نمونه‌ای بارز از جنگ‌های مدرن مبتنی بر فناوری‌های پیشرفته است، که در آن هوش مصنوعی دیگر صرفاً یک ابزار پشتیبان نیست، بلکه نقش محوری در طراحی و مدیریت عملیات نظامی ایفا می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روند و همگرایی علوم و فناوری های حوزه پلیمرهای مورد استفاده در مواد پرانرژی</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210525.html</link>
      <description>پلیمرهای مورد استفاده در مواد پرانرژی به‌عنوان بخشی از مواد پیشرفته، نقش مهمی در فرمولاسیون های نوین پیشرانه، مواد منفجره و پیروتکنیک ایفا می‌کنند. ویژگی‌های خاص این ترکیبات پیچیدگی ها و چالش‌های فنی موجود در مسیر توسعه آن‌ها، موجب توجه روزافزون به این حوزه شده است. یکی از روش‌های مؤثر برای شناخت روندهای علمی و شناسایی بازیگران اصلی در این حوزه‌ها، بهره‌گیری از تحلیل‌های علم‌سنجی است. این روش با بررسی اسناد علمی منتشرشده، نه‌تنها روند رشد دانش را نمایان می‌سازد، بلکه ارتباطات میان پژوهشگران، نهادها و کشورهای مختلف را نیز به تصویر می‌کشد. در این مطالعه، با هدف ارائه تصویری جامع از وضعیت موجود و آینده پژوهش‌های مرتبط با پلیمرهای مورد استفاده در مواد پرانرژی، داده‌های علمی منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ از سه پایگاه Web of Science ، Lens و سراج استخراج گردید. سپس با بهره‌گیری ترکیبی از نرم‌افزارهای علم‌سنجی VOS Viewer و Bibliometrix، به تحلیل کلیدواژه‌ها، روند پژوهش‌ها، موضوعات نوظهور، چالش‌ها و فرصت‌های آینده پرداخته شد. در بررسی و تحلیل انجام شده برای توسعه با مفهوم نوآوری پایدار با استفاده از همگرایی علوم مورد نیاز در فناوری نوظهور سفارشی سازی در آینده مواد پرانرژی پیشنهاد شده است. همچنین شبکه‌های همکاری علمی میان کشورها، سازمان‌ها و پژوهشگران شاخص این حوزه با استفاده از ابزار VOS Viewer ترسیم و تحلیل گردید تا شناخت دقیق‌تری از مسیرهای توسعه علمی در این زمینه فراهم آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرآیند واگرایی در هژمونی صهیونیستی: تحلیل آینده‌نگرانه افول انسجام اجتماعی-فرهنگی رژیم اسرائیل</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210807.html</link>
      <description>رژیم اسرائیل که در سال ۱۹۴۸ بر مبنای ایدئولوژی صهیونیسم و با تکیه بر اسطوره بازگشت و پروژه ملت‌سازی یهودی تأسیس گردید، امروزه با چالش‌هایی بنیادین در ساختار اجتماعی و فرهنگی خود مواجه است. این نظم که در ابتدا کوشید از طریق نهادهای مدنی، آموزشی و رسانه‌ای، نوعی انسجام هویتی و هژمونی فرهنگی پایدار را شکل دهد، اکنون در مسیر واگرایی درونی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی آینده‌پژوهانه و اتکا بر نظریه هژمونی فرهنگی آنتونیو گرامشی، به تحلیل روندهای زوال تدریجی در بنیان‌های نمادین، نهادی و فرهنگی رژیم صهیونیستی می‌پردازد. پرسش محوری این پژوهش آن است که کدام روندها موجب تضعیف پیوندهای اجتماعی-فرهنگی مؤثر در استمرار نظم صهیونیستی شده‌اند، و این فرسایش چه آینده‌ای را برای هژمونی صهیونیستی رقم خواهد زد؟ در این چارچوب، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و تحلیل منابع کتابخانه‌ای، داده‌های آماری و اسناد رسمی، نشانه‌های افول مشروعیت گفتمان صهیونیسم مورد واکاوی قرار گرفته‌اند؛ از جمله: ناکارآمدی نهادهای فرهنگی و آموزشی، تعمیق قطب‌بندی اجتماعی، شکاف‌های قومی-مذهبی، گسترش مهاجرت معکوس و ظهور گفتمان‌های پسا‌صهیونیستی. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهند که رژیم اسرائیل در دهه‌های پیش‌رو با بحران مزمنی در سطح هژمونی و مشروعیت مواجه خواهد شد. در این راستا، پژوهش حاضر با ترسیم سناریوهایی بر مبنای تحلیل روند، افق‌هایی از آینده رژیم اسرائیل در بستر فروپاشی نرم، زوال انسجام اجتماعی و بحران بازنمایی فرهنگی ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل آینده‌محور ریسک در طرح‌های تحقیقاتی: رویکرد سناریونویسی بر مبنای تحلیل ساختاری عوامل کلیدی</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210681.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل ساختاری عوامل مؤثر بر ریسک‌های کلیدی در اجرای طرح‌های تحقیقاتی انجام شده است. با بهره‌گیری از رویکرد آینده‌پژوهی و ابزارهای تحلیل سیستمی، ابتدا پنج ریسک اصلی شامل: طولانی شدن فرآیند عقد قرارداد، انتظارات بیش از حد کارفرما، طولانی شدن جمع‌آوری داده‌ها، عدم صحت یا کفایت اطلاعات، و ضعف یا قطع همکاری اعضای کلیدی تیم پژوهشی شناسایی گردید. سپس با استخراج ۵۰ عامل اثرگذار از منابع معتبر و گزارش‌های نهادی، ۲۰ عامل کلیدی با بیشترین تأثیر ساختاری بر این ریسک‌ها با استفاده از روش میک مک تحلیل شدند. بر اساس نقشه اثرگذاری&amp;amp;ndash;اثرپذیری، سه پیشران اصلی شامل: کیفیت اولیه داده‌ها، زیرساخت ابری داده‌ای، و ثبات نیروی انسانی پژوهشی به‌عنوان عوامل راهبردی شناسایی شدند. سناریونویسی چهارگانه بر اساس این پیشران‌ها، نشان داد که تحقق آینده مطلوب (سناریوی امیدبخش) تنها در صورت ارتقاء هم‌زمان فناوری، داده و منابع انسانی ممکن است. همچنین، خلأهای سیاستی موجود از منظر زیرساختی، نهادی و انسانی بررسی و بسته سیاستی پیشنهادی متشکل از اقدامات فناورانه، انگیزشی و مقررات‌گذاری برای جلوگیری از سناریوهای بحرانی طراحی گردید. یافته‌های این مطالعه می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری پژوهش‌محور و ارتقاء تاب‌آوری نهادی در مدیریت ریسک‌های دانش‌بنیان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبرد کلان چین در بازتعریف نظم بین‌الملل با تمرکز بر چشم انداز جایگاه ایران</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210809.html</link>
      <description>چین مهم‌ترین قدرت نوظهور بین‌المللی است که با دارا بودن مولفه‌های توانمندی اقتصادی، نظامی، سیاسی و انسانی توانایی بازتعریف نظم بین‌المللی را دارا است. این توانمندی با یک راهبرد تلفیقی مبتنی بر موازنه‌گری داخلی و خارجی قابلیت تحقق دارد. در این فرایند، دولت‌های مختلف نقش‌های متفاوت و گاه متعارضی می‌توانند ایجاد نمایند. نقش ایران در راهبرد چینی بازتعریف نظم بین‌المللی چگونه تعریف می‌شود و چه پیامدهایی برای موقعیت منطقه‌ای و جهانی ایران خواهد داشت؟ فرضیه‌-ای که در پاسخ به سوال اصلی مطرح می‌شود این است که ایران، با بهره‌گیری از ظرفیت‌های ژئوپولیتیکی ویژه خود و منابع استراتژیک خود، می‌تواند در چارچوب راهبرد کلان چین نقشی فراتر از مناسبات دوجانبه ایفا کند. حضور فعال و موثر ایران در این راهبرد، علاوه بر تسریع روند بازتوزیع قدرت جهانی، می‌تواند موجب ارتقاء جایگاه ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیک کشور، افزایش عمق نفوذ منطقه‌ای و کاهش وابستگی به ساختارهای غرب‌محور شود. مقاله بر آن است با بهره‌گیری از روش تاریخی و روش تبیینی  راهبرد کلان چین برای بازتعریف نظم و جایگاه و نقش ایران در این راهبرد را مورد بررسی قرار دهد.
.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استراتژی‌های سه کشور ایران، روسیه و چین در قبال افول نظم تک‌قطبی لیبرال</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210517.html</link>
      <description>هدف: لیبرال دموکراسی به عنوان یکی از مهم‌ترین نظام&amp;amp;shy;های سیاسی و ایدئولوژیک در قرن بیستم، بر اصولی چون حقوق بشر، آزادی&amp;amp;shy;های فردی، حکومت قانون و دموکراسی نمایندگی مبتنی است. این اصول نه تنها پایه&amp;amp;shy;گذار نظم سیاسی کشورهای غربی بودند؛ بلکه هژمونی خود را در سطح جهانی نیز به ویژه پس از پایان جنگ سرد تثبیت کردند. با این حال، در دو دهه اخیر، به ویژه با ظهور بازیگران ضد هژمون همچون ایران، روسیه و چین با چالش هایی مواجه شده است. هدف اصلی نوشتار حاضر، بررسی و تحلیل استراتژی‌های ایران، روسیه و چین نسبت به افول نظم جهانی لیبرال است.روش: برای تحلیل داده&amp;amp;shy;ها و نیل به نتایج پژوهش از روش تحلیل مقایسه&amp;amp;shy;ای یا تطبیقی استفاده شده و روش جمع&amp;amp;shy;آوری داده&amp;amp;shy;ها و اطلاعات نیز کتابخانه&amp;amp;shy;ای و اینترنتی است.یافته&amp;amp;shy; ها: یافته&amp;amp;shy;های پژوهش بیان می&amp;amp;shy;دارد که با وجود اصرار ایالات‌متحده به حفظ برتری خود در نظم لیبرال جهانی، این نظم با بحران جدی مواجه گردیده است. در این میان، نگاه‌های تجدیدنظرطلبانه سه کشور ایران، روسیه و چین به نظم فعلی جهان، آن‌ها را در یک اردوگاه و در مخالفت با نظم تک&amp;amp;shy;قطبی آمریکا گرد آورده است. لذا همکاری راهبردی ایران، روسیه و چین در بلندمدت می‌تواند به شکل‌گیری نظم بین‌المللی چندقطبی در عرصه بین‌الملل منجر شود.نتیجه&amp;amp;shy; گیری: نتیجه این نوشتار حاکی از آن است که علی&amp;amp;shy;رغم تلاش آمریکا برای جلوگیری از فروپاشی نظم تک&amp;amp;shy;قطبی لیبرال، این نظم با چالش&amp;amp;shy;های&amp;amp;shy; اساسی مواجه است. در این راستا، سه کشور ایران، روسیه و چین با قرار گرفتن در اردوگاه شرق و با رویکردی ضد هژمونیک در صدد ایجاد یک نظم چندقطبی بر اساس هندسه و نظم جدید قدرت در نظام بین&amp;amp;shy;الملل بر آمده&amp;amp;shy;اند که این امر می&amp;amp;shy;تواند باعث ایجاد معادلات و نظم پساآمریکایی و پساغربی در صحنه جهانی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل آینده پژوهانه تغییر بازارهای تاریخی براساس سبک زندگی نوین</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210805.html</link>
      <description>بازارهای تاریخی به عنوان  فضای عمومی یا فضای جمعی شهری همواره بستر شکل‌گیری حیات مدنی بوده‌اند. که امروزه در نتیجه سبک زندگی مصرفی بطور گستره پاساژها یا مراکز خرید پا بر جای بازارها گذاشته‌‌‌‌اند بدون آنکه بتوانند نقش بازارهای تاریخی را به معنای واقعی ایفاء نمایند. لذا  نقش بازارهای تاریخی به عنوان محور اقتصادی و اجتماعی در شهرها کم رنگ شده و دچار تغییرات کالبدی و کارکردی شده است. تغییر بازار های تاریخی در انطباق با دوران معاصر  و استعاره از آن به منظور بررسی وضعیت آنها در آینده باید مد نظر مسئولان و معماران و طراحان شهری قرار گیرد. هدف از پژوهش حاضر تحلیل آینده نگرانه بازارهای تاریخی و ارائه آینده های بدیل است. در پژوهش حاضر با روش تحلیل لایه ای علت ها در سطوح چهارگانه با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه‌ ساختار یافته به بررسی تغییر بازارهای تاریخی و ارائه آینده های بدیل براساس نظر خبرگان و متخصصان در زمینه معماری و شهرسازی و آینده پژوهی پرداخته شد. طبق مصاحبه های صورت گرفته، امروزه گفتمان‌های  هژمونی مصرف، دموکراتیزه شدن مصرف، گفتمان مدرنیته و ... به عنوان گفتمان‌های پشتیبان کننده از وضعیت امروز بازارهای تاریخی و کم رنگ شدن نقش آنها در کلانشهرها  بیان شده است. و در رابطه با آینده‌های بدیل به گفتمان‌های توسعه ملی، گفتمان جمع گرایی، عدالت و پیشرفت، گفتمان تعادل میان سرمایه‌گذاری خصوصی و دولتی، تنوع تیپولوژی مخاطبین، گفتمان تکنولوژی محور و... به عنوان گفتمان های حمایت کننده از سطح علل کلان اجتماعی بدیل بیان شده توسط متخصصان اشاره شده است. با در نظر گرفتن مؤلفه‌های مؤثر در ابعاد مختلف سطح علل کلان اجتماعی، سازمان های ذیربط می‌توانند در راستای تدوین اصول اجرایی به منظور عملی شدن آن اقدام کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>یادگیری عمیق و اصل تمایز: مکانیسم‌های تنظیمی و سناریوهای ژئوپلیتیکی در جنگ مبتنی بر هوش‌مصنوعی</title>
      <link>https://fsir.ihu.ac.ir/article_210804.html</link>
      <description>این مطالعه چالش‌های معرفت‌شناختی و عملیاتی ناشی از هوش‌مصنوعی را در جنگ‌های مدرن، با تمرکز بر تأثیر تحول‌آفرین آن بر حقوق بین‌الملل، دکترین استراتژیک و تعادل ژئوپلیتیکی بررسی می‌کند. مقاله با رویکرد ترکیب تجزیه و تحلیل کیفی اسناد استراتژیک و مدل‌سازی پویایی سیستم، به سه سؤال اصلی: (1) چگونگی تضعیف اصل تمایز توسط معماری‌های یادگیری عمیق، (2) مکانیسم‌های کاهش خطرات الگوریتمی در درگیری‌‌های نامتقارن و (3) الگوهای ژئوپلیتیکی در حال ظهور تحت پویایی قدرت مبتنی بر هوش‌مصنوعی؛ پرداخته و سه مدل پیشنهادی ارائه می‌دهد. در هر مرحله از مدل‌سازی پویا برای بررسی متغیرها و مولفه‌های مرتبط با موضوع کمک گرفته شد تا مدل در یک محیط در حال تحول دائمی بررسی شده و بیشترین انطباق را با پیچیدگی‌های دنیای واقعی داشته باشد. این تجزیه و تحلیل یک پارادوکس فنی-حقوقی را آشکار می‌کند: در حالی که هوش‌مصنوعی دقت بی‌سابقه‌ای در میدان جنگ ارائه می‌دهد ولی بواسطۀ عاملیت الگوریتمی، مفاهیم سنّتی نظیر کنترل انسانی، مسئولیت‌پذیری و انطباق با مبانی اخلاقی را مختل نموده و اصل تمایز را به چالش می‌کشد. این مقاله تلاش دارد تا از منظر اصل تمایز، به بررسی تاثیر هوش‌مصنوعی در جنگ-های آتی بپردازد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
